اتفاقایی ک طی سال گذشته رخ دادن خیلی زیاد بودن
تازه چند ماه بود ک شاغل شده بودم اونم یه کار پارت تایم!
چند هفته بعد با والری آشنا شدم کسی ک ازم 3سال کوچیکتر بود و سابقه ی کاری 4ساله داشت و اونو الگوی کاری خودم قرار دادم والری خیلی کوشا و پرتلاش بود و از وقتش درست استفاده میکرد حیف دیگه نمی نویسه یا شایدم مینویسه و آدرس وبش رو ندارم، آشنایی با والری بهم فهموند الزاما کسایی ک موفق هستن و دقیق و کوشا نمیتونن مهربون و آروم و شاد هم باشن! گاهی آدما از علاقه گریزونن
عید امسال فهمیدم خیلی ها دنبال هوس هستن و افتادن توی تله ها خیلی سادست و اگه خدا نخواد یهویی چیزی ازمون نمیمونه خصوصا از سرمایه ی ایمانمون
عید امسال پر تجربه بود ، دوستای جدید، کار، مطالعه و مطالعه و مطالعه
بعدش هم یه سیزده بدر سفری و ی نمایشگاه کتاب و ی بغل پر کتاب
فروردین گوشی خریدم ک باب میلم نبود و دردسر زیاد داشت تا الآن ک خداروشکر دیگه باهم کنار اومدیم
خرداد مسئولیت مدرسه افتاد رو دوشم و کارم چندین برابر شد و کم کم با شغلم آشنا شدم
خرداد محمدیان اومد و سری واگرای دیداراش تا همین دی بود و من اخر نفهمیدم جریان چی شد! ما ک ب مجلس عقد برادرش هم دعوت نشدیم...
خرداد تصور زیبام از ی فرد مثل یه بادکنک سوزن خورده ترکید و پوچ بودنش بم ثابت شد!
مرداد ک شد مدرسه رنگ میشد و ما هم رفتیم یه سفر با دعوت اداره ی پدری و همراهی خانواده ی خواهرم نی نی خیلی شیرین بازی داشت ولی حال من خراب بود فکر میکردم خیلی بدبخت و تنهام و بازم یه نمایشگاه کتاب پیدا کردم و یه بغل پر کتاب ! یه رژ آلبالویی هم خریدم ک بوی یاس وحشی میده
شهریور بوی خوبی میداد تا اوایل مهر ک بوی گندش دراومد و هنوزم درگیرشم و هرروز داره تحملش سخت تر میشه فقط تو این زمینه برام دعا کنین تو آذر یکمی تحملش آسونتر شد ولی خب انسان کمال طلبه و یه سره پی راحتی بیشتره
از مهر بام قرارداد ثابت بست و داره قد 3نفر ازم کار میکشه و چندرغاز میده ولی بازم خداروشکر
اواسط آذر اولین دارایی مالیم رو خریدم و اولین وامم رو گرفتم و فهمیدم چقدر حایگاهم پایین بوده ک پول باعث چ اختلافاتی شده حالا دارم ب درودیوارمیزنم ک قرض و قسطامو زودتر بدم و منتی بالای سرم نباشه
از مهر دنبال کار بودم و الآن 3هفته بیشتره سر یه کاری ام ک مشابه کار مدرسه است ولی شرایطش آسونتر و بهتره خداروشکر
بهمن هم اومد و یه سال گذشت و فهمیدم هیچ دوستی ای موندگار نیست، هیچ آدمی دلسوزتر از خودت برای خودت نیست، چشم زخم و حسادت بین نزدیکان خیلی زیاده، هیچ کاری بی استرس نیست و فقط خداست ک میتونه کاری کنه وگرنه بقیه نماد و وسیله ان
پس نوشت:
فقط نوشتم تا برای خودم یادآوری باشه